گرامر زبان انگليسي
دوم دبيرستان
درس اول (ماضي بعيد "Past perfect tense")
اين زمان براي بيان عملي است كه در زمان گذشته و قبل از يك عمل ديگر به وقوع پيوسته باشد كه اولين عمل را به ماضي بعيد و دومين عمل را به گذشته ساده مي نويسيم:
........ + (P.P) قسمت سوم فعل + had + فاعل
(قسمت سوم فعل با اضافه کردن ed به اخر فعل درست می شود مانند wash=washed ولی اگر فعل اصلی بی قاعده باشد قسمت سوم یا اسم مفعول آن را باید از آخر کتاب پیدا کرد . اینگونه فعل ها اسم مفعول مخصوص به خود دارند و بهتر است انها را حفظ کنیم. مانند see که اسم مفعول یا شکل سوم آن می شود seen )
وقتي دو تا عمل در گذشته اتفاق بيافتد اولي به ماضي بعيد و دومي را به گذشته ساده مي نويسيم. ديشب قبل از اينكه بخوابم مسواك زدم. دو عمل را در يك گذشته انجام دادم. پس مسواك زدن دورتر و ماضي بعيد بوده که به ماضي بعيد مي نويسيم و دومين عمل رفتن به رختخواب بوده که به گذشته ساده مي نويسيم. چون اين زمان هميشه با ساده ديگري همراه است بايد با دقت بيشتري عمل كنيم.
چند مثال برای این زمان
1)I was very tired because I had worked hard.
2)Mina had finished her homework before she went to bed
3) My brother ate dinner after he had watched cartoons.
برای سوالی کردن ماضی بعید جای had را با فاعل عوض می کنیم.
مثال:
Had she come home before her father arrived?
برای منفی کردن این زمان بعد از had کلمه notاضافه می کنیم.
مثال:
Alice had not studied her lessons before she came to class.
نکته:
۱- had را می توان بصورت مخفف نوشت.
He had=He'd مثال:
۲- معمولا ماضی بعید با کلمات when,before,after,because و untilبا جمله ای در زمان گذشته ساده مرتبط می شود.
مانند:
1)I was very tired because I had worked hard.
2)Mina had finished her homework before she went to bed.
3) My brother ate dinner after he had watched cartoons.
4) He had eaten his lunch when I arried.
5) The lecture didn't begin until every one had arrived.
تمرین و تست
1) John passed the exam because he ………. enough before taking it.
a) had studied b) has studied c) would study d) was studying
*جمله قبل از because زمان گذشته است و بعد از آن ماضي بعيد استفاده مي كنيم.
جان امتحانش را پاس كرد چون درس هايش را قبل از امتحان خوب مطالعه كرده بود. پس اولين عمل را به ماضي بعيد مي نويسيم يعني خوب درس خوانده و بعد امتحان داده است. امتحان دادن را به گذشته ساده مي نويسيم. پس گزينه a درست است.
2) I ………..the rooms before they arrived.
a) cleaned b) had cleaned c) cleaning d) have cleaned
*قبل از اينكه آنها برسند من اتاقم را تميز كرده بودم. دو تا عمل در گذشته انجام دادم. اول تميز كردن اتاق ها بوده، دومين عمل رسيدن آنها بوده است. اولين عمل را به ماضي بعيد مي نويسيم و جلوي before گذشته ساده قرار گرفته است. پس با توجه به جمله اين كه بعد از before آمده است و گذشته ساده است پس گزينه b درست است.
3) The lady ………..the dinner before her husband arrived.
a) will cook b) had cooked c) would cook d) has cooked
*آن بانو قبل از اينكه شوهرش برسد غذا را پخته بود. جمله بعد از before گذشته ساده است و پشت آن ماضي بعيد قرار مي گيرد. گزينه b درست است.
4) The guests left after they ………… lunch.
a) have eaten b) eat c) ate d) had eaten
*مهمان ها بعد از اينكه ناهارشان را خورده بودند رفتند. پس مهمان ها دو تا كار انجام دادند اول ناهار خوردند بعد رفتند. عملي كه اول انجام دادند خوردن ناهار بوده است پس بايد ماضي باشد و عملي كه بعد از آن انجام شده گذشته ساده است. پس گزينه d درست است.
درس دوم (كاربرد no, anyو ضميرهاي ملكي)
1: نكـــــاتي درباره: no-any-some
Some
به معني مقداري يا تعدادي صفت مقدار مي باشد و مي تواند قبل از اسمهاي قابل شمارش جـمع و همچنين قبل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار رود .
I have some books.
I have some money.
Some
اغلب در جمــلات مثبت بــكار مي رود و معادل آن در جملات منفي و سـوالي كلمه ي any به معني هيچ يا اصــلأ مي باشد . توضيح اينكه any همــانند some مـي تواند هم قبـل از اسمهاي قابــل شمارش جمع و هم قبل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار رود .
There are some pens on the table.
There are not any pens on the table.
Are there any pens on the table?
تذكر1 : در جمـــلات منفي مي توانيم تركيب not any را حذف كرده و بجاي آنــــها كلمـه ي no را قـرار دهيم . no نيز همــانند some و any هم قبل از اسمهاي قابــــل شمارش جمـع و هم قبــــل از اسمهاي غير قابل شمارش بكار مي رود .
تذكر2 : no در جملات مثبت بكار مي رود ولي به جمله مفهوم منفي مي بخشد .
There are not any pens on the table.
There are no pens on the table.
I did not drink any milk.
I drank no milk.
يادآوري :كلمات مركبي كه با some – any و no ساخته مي شوند نيزاز قوانين فوق پيروي مي كنند.
Somebody-someone-something
Anybody-anyone-anything
Nobody-no one-nothing
I see somebody in the library.
She didn't eat anything.
You will say nothing.
زير گرينه ي درست خط بكشيد.
1.I didn't see …………….. money in the box .
a.any b.no c.many d.some
2.Do you see ……………. snow on the ground ?
a.no b.many c.any d.some
3.There is …………… water in the glass.
a.no b.some c.little d.a,b and c
4. I didn’t ask …………… to help me.
a. nobody b. somebody c. anybody d. a and c
2-ضميرهاي ملكي
ضميرهاي ملكي به جاي اسم مي نشينند و مالكيت را مي رسانند .فرق اين ضميرها با صفات ملكي در اين است كه ضميرهاي ملكي به تنهايي استفاده مي شوند ول يصفات ملكي بايد حتما" با اسم بيايند. در جدول زير ضميرها و صفات ملكي آورده شده است.
|
ضمير ملكي |
صفت ملكي |
|
ضمير ملكي |
صفت ملكي |
|
مال ما Ours |
مال ما Our |
|
Mine مال من |
My مال من |
|
مال شما Yours |
مال شما Your |
|
Yours مال تو |
Yourمال تو |
|
مال آنها Theirs |
مال آنها Their |
|
His مال او(مرد) |
His مال او(مرد) |
|
|
|
|
Hers مال او(زن) |
Her مال او(زن) |
|
|
|
|
Its مال آن |
Its مال آن |
به مثال هاي زير توجه كنيد
This is my radio This radio is mine
This is her umbrella This umbrella is hers
درس سوم (ضميرهاي موصولي)
همانطور كه از اسم اين گونه ضميرها پيداست به عنوان ربط دهنده بين دو جمله به كار ميروند و عبارتند از
Who (فاعل)whom (مفعول) which(اشياء) )That شئ و انسان)
تمام اين ضميرها به معني " كه " مي باشند.البته ضماير موصولي ديگري نيز وجود دارند كه در سالهاي بعد با آنها آشنا مي شويد.
چنانچه كلماتي چون which-who-whom و … بعد از يك اسم و در داخــل جمله قرار گيرند همگي به معناي ( كه ) مي باشند و ضمير موصولي محسوب مي شوند . در واقع ضمـــاير موصولي متصل كننده دو جمله مي باشند بطوريكه يكي از جملات ، توصيف كننده ي اسم جمله ي ديگر مي باشد.
The man teaches English. He came by bus.
The man who came by bus teaches English.
جمله ي وصفي
تذكر: به جمله اي كه بعد از اسم مي آيد و آن را توصيف مي كند ، جمله ي وصفي مي گويند .
ضماير موصولي who _ whom
who و whom براي انسان بكار مي روند يعني اسمــي كه قبل از آنها مي آيد ، اشاره به انسان دارد با اين تفاوت كه who حالت فاعلي دارد ( جانشين اسم مي شود ) بنابراين بعد از آن فعل بكـــــار مي رود . در حاليكه whom حالت مفعولي داشته ( جانشين مفعول مي شود ) بنابراين بعد از آن فاعل مي آيد .
فعل + who + اسم ( اشاره به انسان )
فاعل + whom + اسم ( اشاره به انسان )
The man who is walking is my brother.
The man whom you saw there was my brother.
ضمير موصولي Which
Which بــراي اشياء بكار مي رود بدين معني كه اسمــي كه قبـــل از آن قرار مـي گيرد به اشياء يا حيوانات اشاره دارد .
تذكر: which هم حالت فاعلي و هم حالت مفعولي دارد بدين معني كه پس از آن مي توان از فعـل ويا از اسم استفاده كرد .
فعل / فاعل + which + اسم ( اشاره به شيء يا حيوان )
The shirt which he bought is in the room.
He bought the shirt which is in the room.
تذكر: از that مي توان بجاي سه كلمه ي who-whom و which استفاده كرد .
The man that is walking is my brother.
گزينه ي درست را در سوال اول انتخاب كنيد و بجاي نقطه چين در جملات بعدي ضمير موصولي مناسب قرار دهيد .
I am wearing the shoes ………….. my mother gave me.
a.who b.that c.which d.b and c
_The shirt ………………. he bought is very nice.
_The men ……………. were invited came by bus.
_The girl …………….. you saw is a nurse.
The mechanic who repairs the car is my brother مكانيكي كه ماشين را تعمير مي كند برادر من است
The birds which fly on your house are mine پرندگاني كه روي خانه تو پرواز ميكنند مال من هستند
The man whom you saw was my teacher. مردي را كه تو ديدي معلم من بود
The shirt that she bought is in her room.پيراهني كه او خريد در اتاقش است
تذكر: تفاوت who و whom در اين است كه who حالت فاعلي دارد يعني جايگزين فاعل مي شود بنابراين بعد از آن فعل بكار ميرود در صورتيكه whom حالت مفعولي دارد و بجاي مفعول مي نشيند و بعد از آن فاعل بكار ميرود .
I know the man who saw you . من مي شناسم مردي كه شما را ديد . I know the man whom you saw.من مي شناسم مردي را ا كه شما ديديد .
يادآوري : در انگليسي محاوره اي مي توان بجاي whom از who استفاده كرد . ولي در انگليسي رسمي به همان صورتي كه در بالا بيان شد بكار مي روند.
She knows the man who(m) they met.او ميشناسد كسي را كه آنها ملاقات كرئند
درس چهارم
اين درس درباره فعل هايي است كه بعد از آن فعل ها فعل ديگري مي ›يد و آن فعل دوم بايد با مصدر با to بيايد كه از فرمول زير استفاده مي كنيم
فعل + to+ فعل
آن فعل ها عبارتند از:
Want (خواستن) like, (دوست داشتن) try, (سعي كردن) promise, (قول دادن) hope, (اميد داشتن) wish, (آرزو داشتن) expect, (انتظار داشتن) decide, (تصميم گرفتن) begin, (آغاز كردن) prefer, (ترجيح دادن) plan, (نقشه داشتن) و......
I want to say my prayer من ميخواهم كه نمازم را بخوانم
He promised to come soon او قول داد كه زود بيايد
نكته ديگر اين درس درباره زماني است كه دو اسم كنار هم قرار ميگيرند كه در اين صورت اسم اولي به منزله صفتي است كه اسم دومي را توصيف مي كند. مانند
Bus stop ايستگاه اتوبوس (اسم اصلي stop است و bus توصيف كننده آن است )
History book (book اسم اصلي و history كه به معني تاريخ است توصيف كننده آن است)
درس پنجم
حرف تعريف (the )
موارد کاربرد حرف تعريف معين (the)
1- وقتي که قبلاً به چيزي اشاره کرده باشيم:
We saw a strange bird at the zoo. The bird was blue!
(پرنده عجيبي در باغ وحش ديديم. آن پرنده آبي بود!)
2- وقتي كه هم گوينده و هم شنونده ميدانند که درباره چه صحبت ميشود، حتي اگر قبلاً به آن اشارهاي نشده باشد:
'Where's the dog? 'It's in the garden.' (سگ (يا سگه) کجاست؟ در باغچه است.)
3- وقتي که به چيزهايي اشاره ميکنيم که ميدانيم تنها يکي از آن وجود دارد:
the sun, the earth, the moon, the sky, the stars, the sea, the South Pole
4- قبل از اسمي که به واسطه کلماتي که بعد از آن ميآيند شناخته ميشود:
The hotel where I stayed was excellent. (هتلي که در آن اقامت داشتم عالي بود.)
The man sitting over there is my husband. (مردي که آنجا نشسته است شوهر من است.)
The car that I bought last week has broken down ماشيني که هفته قبل خريدم خراب شده است
5- قبل از صفات عالي، اعداد ترتيبي، only و same:
the highest mountain, the first time, the last chapter, the same colour, the only child
6- همراه با صفات براي اشاره به يک گروه يا طبقه از مردم:
the young (جوانان) the old (پيران) the poor (فقرا) the unemployed (بيکاران)
the English (انگليسيها) the Japanese (ژاپنيها)
تذكر: تنها برخي از اسامي ملتها داراي يک صفت مانند English و Spanish هستند. براي بقيه ملتها از يک اسم که به -s ختم ميشود، استفاده ميکنيم، مانند the Indians و the Iranians
7 - به همراه برخي از اسامي جغرافيايي مانند رشته کوهها، مجمعالجزايرها، درياها، اوقيانوسها، رودخانهها و ...:
|
the Andes |
رشته کوههاي آند |
|
the Indian Ocean |
اوقيانوس هند |
|
the Persian Gulf |
خليج فارس |
|
the Canary Islands |
جزاير قناري |
|
the Red Sea |
درياي سرخ |
|
the Suez Canal |
کانال سوئز |
|
the (River) Thames |
رودخانه تامز |
|
the Sahara (Desert) |
صحراي آفريقا |
در موارد زير حرف تعريف the مورد استفاده قرار نميگيرد:
1- به همراه اسم افراد Ann, James, Brian Jackson
ولي آنجا که اسامي افراد بصورت جمع ميآيد از the استفاده ميکنيم:
the Johnson's خانواده جانسون, the Smiths خانواده اسميت
2- قبل از اسم مکانها، البته به جز مواردي که در بالا به آنها اشاره شد. به عنوان مثال:
|
Asia, Africa, Europe, North America |
قاره ها |
|
Brazil, Japan, Pakistan |
كشورها |
|
Sicily, Bermuda, Kish |
جزيره ها(و نه مجمع الجزاير |
|
London, Tehran, Cairo |
شهرها |
|
Everest, Alborz, Kilimanjaro |
کوهها(ونه رشته كوه ها) |
تنها در مورد اسم کشورهايي که مفرد باشند the حذف ميشود. پيش از اسم کشورهايي که حالت جمع دارند از the استفاده ميکنيم the United States, the Netherlands, the United Arab Emirates1
همچنين اگر بخواهيم در اسامي کشورها از کلماتي از قبيل Republic، Kingdom و غيره استفاده کنيم باز هم بايد the را بکار ببريم:
the Czech Republic, the United Kingdom
3- به همراه اسم زبانها Farsi, English, French, Arabic
4- به همراه اسم وعدههاي غذايي مانند صبحانه و ...: Breakfast, dinner, lunch
5- در مورد جاهايي مانند bed، sea، work، prison، court، hospital، church، school و ... اگر منظور ما کلي باشد، در اينصورت از the استفاده نميشود:
I go to school by bus. من با اتوبوس به مدرسه ميروم. («مدرسه» به طور کلي و نه يک مدرس خاص)
نكته ديگر درباره درس پنج
ساختن سوال باwhat ,who هنگامي كه فاعل هستند.
مي دانيم كه براي سؤالي كردن جمله به صورت زير عمل مي كرديم
1_ اگر در جمله فعل كمكي از قبيل am , is ,are, can, should ,have .has., will, و غيره داشتيم آن ها را به اول جمله مي آوريم و جمله سؤالي مي شود
He could speak Persian well Could he speak Persian well?
2- اگر فعل كمكي نداشته باشد در اين صورت به زمان فعل نگاه مي كنيم
الف) اگر حال ساده بود يعني فعل به صورت ساده آمده بود(بدون (….,ing , ed ويا اگر فاعل سوم شخص بودو فعل sيا es داشت كه در اين صورت از فعل هاي كمكي does براي سوم شخص(he,she,it) و do براي بقيه فاعل ها استفاده مي شوند.
She plays football Does she play football ?
We eat lunch Do we eat lunch)
نكته) همانطور كه مشاهده مي كنيد وقتي كه از does استفاده كرديم s يا es فعل را حذف ميكنيم
ب) اگر گذشته ساده بود يعني در افعال با قاعده فعل ed داشت و در افعال بي قاعده فعل به شكل دوم آمده بود در اين صورت ما از فعل كمكي did استفاده مي كنيم.
Ali walked to school Did he walk to school?
They spoke English Did they speak English?
همانطور كه مشاهده مي كنيد با آوردن did در افعال با قاعدهed حذف مي شود و در افعال با قاعده فعل به شكل اول بر مي گردد.
با توجه به توضيحات بالا اگر خواستيم با كلمه پرسشي سوال بسازيم (با where , when ,why و....) ابتدا مراحل بالا را انجام مي دهيم و سپس كلمه پرسشي را به اول جمله مي آوريم و كلمه متناسب با اين كلمه پرسشي را حذف مي كنيم
Where do you go I go to school
نكته مهم: اگر كلمه پرسشي what و who بود كه به جاي فاعل قرار مي گرفتند در اين صورت هيچ تغييري در جمله ايجاد نمي كنيم و فقط اين كلمات پرسشي را به جاي فاعل مي آوريم
He speaks Farsi who speaks Farsi?
Reza opened the door who opened the door?
The airplane goes to airport What goes to airport?
درس ششم
جملات شرطي شامل دو قسمت ميباشند: يکي عبارت شرطي و ديگري عبارت اصلي. عبارتي که حاوي if باشد را عبارت شرطي و عبارت ديگر را عبارت اصلي ميناميم.
رويدادي که در عبارت اصلي توصيف ميشود بستگي به شرطي دارد که در عبارت شرطي بيان ميشود.
|
we will get wet. |
If it rains this evening, |
|
عبارت اصلي |
عبارت شرطي |
عبارت شرطي ميتواند در انتهاي جمله نيز بيايد، ولي در اين صورت علامت ويرگول (,) حذف ميشود:
|
if you press this button. |
The door opens |
|
عبارت شرطي |
عبارت اصلي |
به طور کلي سه نوع جمله شرطي وجود دارد:
از جملات شرطي نوع اول براي بيان يک شرط (يا موقعيت) ممکن و يک نتيجه محتمل در آينده استفاده ميشود.
|
if |
حال ساده |
will/won't |
مصدر بدون to |
|
if |
I work hard, |
I will |
pass my exams. |
If I find your watch, I will tell you. (.اگر ساعت شما را پيدا کنم به شما خواهم گفت)
If we leave now, we'll catch the 10.30 train.
(اگر حالا حرکت کنيم به قطار ساعت 10:30 ميرسيم )
If I see him, I'll tell him the news. (.اگر او را ببينم خبرها را به او خواهم گفت)
You'll get wet if you don't take an umbrella. (.اگر چتر نبري خيس خواهي شد)
علاوه بر will ميتوان از should ،must ،can ،might ،may و غيره نيز استفاده کرد که در اين صورت معني آن کمي فرق خواهد کرد:
If you pull the cat's tail, it may scratch you.
(اگر دم گربه را بکشي ممکن است تو را چنگ بزند )
You should eat less rice if you want to lose weight.
(اگر ميخواهي وزن کم کني بايد کمتر برنج بخوري )
کلماتي که به -self و -selves ختم ميشوند ضماير انعکاسي ناميده ميشوند و عبارتند از:
|
| ||||||||||||||||||||
توجه داشته باشيد که در ضماير انعکاسي عمل به فاعل جمله برميگردد و در واقع مفعول همان فاعل است:
He cut himself. (خودش را زخمي کرد.)
You should be ashamed of yourself. (بايد از خودت خجالت بکشي.)
Help yourselves. (از خودتان پذيرايي کنيد. )
We blame ourselves. (ما خودمان را مقصر ميدانيم.)
استفاده از ضماير انعکاسي براي تأکيد
از ضماير انعکاسي ميتوان براي تأکيد روي يک اسم، ضمير يا عبارت اسمي استفاده کرد که در اين حالت بعد از آنها در جمله قرار ميگيرند:
I can do it myself. (من خودم ميتوانم اين کار را انجام دهم.)
We can repair the roof ourselves. (ما ميتوانيم خودمان سقف را تعمير کنيم.)
The film itself wasn't very good but I liked the music.
(خود فيلم خيلي خوب نبود ولي از موسيقي آن خوشم آمد.)
درس هفتم :جملات شرطي نوع دوم
از جملات شرطي نوع دوم براي بيان يک شرط يا موقعيت غير واقعي يا غير ممکن و نتيجه محتمل آن در زمان حال يا آينده بکار ميرود. در واقع در اين نوع جملات حال يا آيندهاي متفاوت را تصور ميکنيم.
|
if |
گذشته ساده |
would ('d) |
مصدر بدون to | ||||
|
if |
I had more money, I |
would ('d) |
buy a new car. | ||||
|
if |
you lived in England, you |
would ('d) |
soon learn English. |
| |||
|
|
|
||||||
چند مثال ديگر:
If he needed any money, I'd lend it to him. (But he doesn't need it)
(اگر به پول احتياج داشت به او قرض ميدادم)
If I had more time, I'd help you. (اگر وقت بيشتري داشتم به شما کمک ميکردم)
If I were* a rich man, I'd buy an expensive car.
(اگر ثروتمند بودم يک ماشين گرانقيمت ميخريدم)
I wouldn't accept the job (even) if they offered it to me.
(اگر آن کار را به من پيشنهاد ميکردند هم قبول نميکردم)
|
